بابا صفرى
154
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
طرف خود محصلين نيز كمتر استقبال ميشد . كسب و كار و ازدواج : طفل ديروز اكنون جوانى گشته است كه بايد بكسبوكارى بپردازد و براى امرار معاش راهى در پيش گيرد . معمولا هرطفلى بشغل پدر خود اشتغال ميورزيد و بندرت اتفاق ميافتاد كه رشتهء كسبوكار عوض شود . تعداد شغلها محدود بود و از پارچهفروشى ، بقالى ، عطارى و نظاير آن تجاوز نميكرد . صنعت نيز در حدود ما يحتاج زندگى روز بود مثل كفشدوزى ، چاقوسازى ، آهنگرى و امثال آن . جوان ابتدا در دكان پدرش به كار ميپرداخت و اگر وسعت زندگى ايجاب ميكرد دكان ديگرى براى خود ترتيب ميداد . شغل مهم سابق در اردبيل تجارت بود و لازمهء تجارتهاى بزرگ نيز گاهى ايجاد شعب در ولايات و حتى كشورهاى خارج ميبود . از اينرو غالبا فرزندان بازرگانان اردبيل ، پس از مدتى كه مقدمات كار را فراميگرفتند به مسافرت رفته چندى نيز در نقاط و شعبات ديگر تجربه مياندوختند . اما دختران كمتر بمكتب ميرفتند و آن مقدار از فرايض دينى مثل خواندن نماز را در خانه از مادر ياد ميگرفتند و نيز با او در كارهاى خانه شركت نموده طرز پختن غذا ، دوختن لباس ، نظافت خانه و آشپزخانه و . . . را بنحويكه مادر تعليم ميداد ميآموختند . كمكم موقع ازدواج فرا رسيده و جوان براى قبول مسئوليت خانوادگى آمادگى مييافت . از اينرو مادر و خواهران بسراغ دختران ميرفتند و بدنبال كسى كه « قسمت الهى » بود ميگشتند . انتخاب همسر بر خلاف امروز ، كه برعهدهء پسر و دختر شده است ، در آنعهدها از طرف مادر و خواهر صورت ميگرفت و در انتخاب او نخست نجابت خانوادگى و بعد وجاهت ظاهرى و معنوى همسر مؤثر بود وقتى مادر پسرى دختريرا سراغ ميگرفت كه ميتوان با او وصلت نمود با يكى دو تن از كسان خود بخانهء او ميرفت و پس از انجام تعارفات ، آب خوردن ميخواست . اين آب را معمولا خود دختر ميآورد تا خواستگاران او را به بينند . طبيعى است كه طرز لباس پوشيدن ، راه رفتن ، آداب آوردن و تعارف كردن آب و سلام او نكاتى بود كه خواستگاران بدقت مورد توجه قرار ميدادند .